تبليغاتX
انجمن دختران ضدبهائيت رفسنجان

خصومت باجشنهای نیمه شعبان

 

شیعه درطول تاریخ باامیدزنده بوده وانتظارظهورمنجی،عامل امیدونیروی حرکت بخش اودرمقابل گردنکشان تاریخ بوده وهست وبه همین دلیل،وقتی استعماربه نیروی این عامل واقف شد؛درصددخشکاندن ریشه های ان برامدکه فرقه سازی ازان جمله است وایجادبهائیت،نماداشکاران به شمارمی رود.

بهائیان به عنوان دشمن ترین دشمنان حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف)باهرچه که ذره ای یاد ان"امام عائب ازنظر"رازنده سازدبشدت مخالفت می سازندومی کوشندتمامی کانونهای مهدوی راباخشونت هرچه تمام نابودسازند.دراین بخش پنج سند راکه به نحوی با این موضوع مرتبط است،می خوانیم.

درسنداول مقابله پرویزثابتی(مقام امنیتی وبهائی معروف)باگروهی ازمردم راملاحظه می کنیم که حکم مراجع تقلیدمبنی برتحریم استاده ازپپسی کولارا،که متعلق به ثابت پاسال بهائی بوده،تکثیروتوزیع می کنند.وی درمتنی دست نویس وباقید"خیلی فوری"و"سری"شمشیرراازرومی کشدوبه همه ساواکی هادستورمی دهدکه متخلفین"تحت تعقیب قرارگیرند".

سنددوم مربوط به بیستم خرداد1342یعنی 5روزپس ازکشتاروحشیانه15خرداداست که محفل بهائیان ایران باارسال نامه زیربه سرتیپ بهائی خسروانی(اجودان مخصوص شاه ویکی ازعوامل سرکوب قیام ملت در15خردادکه بعدها به درجه سپهبدی ارتقا یافت)ازاو صمیمانه قدردانی می کند.همچنین درنامه مزبور،تعابیری رابرای مردم وروحانیت به کاربرده که قلم ازذکران شرم می کند.بانقل کامل تقدیرنامه مذکور،بدبن وسیله پیشاپیش ازهمه مردم رشید ایران وامت امام خمینی(ره)به دلیل چاپ این نامه اهانت بارپوزش می طلبیم.درسندسوم می بینیم که شهیدحاج اسماعیل رضایی درمسیرمبارزه بابهائیت وبرگزاری جشنهای پرشکوه نیمه شعبان وهمچنین احداث مسجدصاحب الزمان(عج)در مقابل کارخانه پپسی کولاجان خودراازدست داد.

سندچهارم نیزبخشنامه ای است که درمجله رسمی بهائیان ایران درج شده وطی ان به بهائیان ابلاغ کرده که دقت کنندتادرکارتهای عروسی شان ازعناوینی همچون"درظل توجهات حضرت امام عصرعجل الله تعالی فرجه"که متعلق به ادیان عتیقه!(بخوانید اسلام) استاستفاده نشود.

سندپنجم مربوط به بالاترین مرجع بهائیان درقاره اسیا(یعنی ایادی امرالله دراسیا)است که به محفل ملی بهائیان ایران ارسال داشته ودران شدیدا انتقادکرده که چرادرتلویزیون ایران(که دران زمان یعنی سال 1342درتملک بهائیان بوده وریاست ان راثابت پاسال بهائی برعهده داشته)فرارسیدن نیمه شعبان راتبریک گفته است.

 

سندشماره1

نخست وزیری

سازمان اطلاعات وامنیت

تلگراف خیلی فوری

تاریخ: 22/2/52     شماره:1288/312   سری

اخیرا عده ای ازعناصرماجراجو و سودجوفتوای ایت الله شریعتمداری رادرموردتحریم خریدو فروش نوشابه های شرکت زمزم تکثیروبین مردم توزیع می نمایند.دستورفرمائیدعوامل توزیع فتوائیه شناسایی وضمن احضاروتذکردرتکثیروتوزیع ان جلوگیری به عمل اورند.ضمنا چنانچه به تذکرات داده شده وقعی ننهادند.به جرم تحریک واخلال درنظم وامورجاری کشورتحت تعقیب قرارگیرند نتیجه اعلام{شود}.

ثابتی

سندشماره2

تشکرازجلادتهران

نمره:123/خ      تاریخ:6شهرالنور120

                     مطابق 20/3/1342

تیمسارسرتیپ پرویزخسروانی

فرماندهی ژاندارمری ناحیه مرکز

تاریخ یکصدو بیست ساله جهان بهائی بخصوص درایران همواره مشحون ازشهادت نفوس وتاراج دارائی واموال انان به دست اراذل واوباش وبه تحریک ارباب عمائم(روحانیون)ویاافراد نادانی بوده است ولی درخلال صفحات این تاریخ همواره ستاره های درخشانی درمقامات دولتی وجود داشته اندکه با توجه به وظایف اساسیه وجدانیه واجتماعی خود،نوع  دوستی وعدالت گستری نموده وبه کرات مانع تجاوز رجاله ویا علماءبدعمل شده انددراثر همین حسن تشخیص ومیهن دوستی ونوع پروری واقعی انها درواقع ابروی کشورمقدس ایران تا اندازه ای محفوظ مانده وسوءشهرتی که دیگران ایجاد نموده اندکاسته شده است

زحمات وخدمات وسرعت عمل تیمسارنیزدرجلوگیری ازتجاوزاراذل واوباش ورجاله کرارا درسنین اخیره دراین محفل مذکورشده،بخصوص دراین ایام که بحمدالله اولیای امورنیز به  رای العین،سوءعمل جهلای معروف علم(روحانیت مبارز)رامشاهده کرده وهردیده منصفی رذالت وجهالت وپستی فطرت این افراد راگواهی می دهد.یقین است عموم دوستداران  مدنیت وعلم واخلاق ودیانت،زحمات تیمساررابا دیده احترام وتقدیرنگریسته وتاریخ امر بهائی ان جناب رادرردیف همان چهره های درخشان حافظ ونگهبان مدنیت عالم انسانی ثبت وضبط خواهدنمود.                                                   بارجای تائی_منشی محفل    

سندشماره3

ثابت پاسال،عامل قتل طیب

موضوع:بهائیان       تاریخ وصول خبر:5/11/44

بایکی از بهائیان که درشرکت ملی نفت کارمی کندبرحسب تصادف برخوردکردم.اومی گفت ثابت پاسال سرمایه دارمعروف،مجرم واقعی اعدام طیب بوده واینطورشرح می دادکه ثابت پاسال{ناخوانا}اعلی حضرت هومایون شرفیاب به عرض رسانیده که طیب مسبب  خراب کردن گورستان بهائیان وگلستان جاوید شده.برای تکمیل این اطلاع ازسوابق ذهنی که درتابستان گذشته از{ناخوانا}سال سروستانی کارمندفرهنگ داشتیم که می گفت بهائیان انتقام جزیره{صحیح..حظیره)القدس{ناخوانا}که چندسال قبل مسلمانها خراب کردندازمدرسه فیضیه قم گرفتم وازجندماه قبل ازاتخاذفروش{ناخوانا}بهائیان شیراز شنیدم که می گفت:ما نه فقط انتقام گذشته را گرفتیم بلکه موضوع بهائی راتامرحله اصلاحات ارضی ادامه دادیم،می خواست موضوع اصلاحات ارضی رایک موضوع امری وپیشگویی شده تلقی کرده وانرا ازبهائیان بداند.بطورکلی بهائیان بحرانهای چندماهه گذشته ایران واختلافات دولت وروحانیون{ناخوانا}بهائیان درلندن می دانند.

 

سندشماره4

تذکرپیرامون کارتهای عروسی بهائیان    

ابلاغات محفل

درباره کارتهای عروسی احباء

گاهی مشاهده شده که درکارتهای دعوتی که برای عروسی(مخصوصا)درشهرستانها تهیه می شوداحبای الهی ازکارتهای دعوت ملل وادیان سالفه که باعبارت فرضا(درظل توجهات حضرت امام عصرعج الله تعالی فرجه)یا امثال ذلک تهیه وشروع می شود، استفاده می فرمایند،مقررفرمائید به عموم یاران عزیزان سامان ابلاغ فرمایندکه مطلقا ازاین قبیل کارتهااستفاده ننموده وازذکرهرنوع عبارتی که بتوان ازان تظاهر به ادیان عتیقه!رااستباط نمود،خودداری فرمایند.

 

سندشماره5

تبریک نیمه شعبان،مایه کمال تاسف بهائیت

محفل مقدس روحانی ملی بهائیان ایران

ازقراراطلاعاتی که به هیات رسیده،درشب نیمه شعبان ازطرف مؤسسه تلویزیون تبریک به عموم شیعیان جهان گفته شده است.چون این دستگاه منتسب به امرالله(بهائیت) است،مایه کمال تاسف شدکه چرا ازطرف مؤسسه تلویزیون به چنین اقدامی مبادرت گردیده است؟

متمنی است ازجناب اقای حبیب ثابت تحقیق شودکه چگونه کارکنان ان مؤسسه به چنین عملی مبادرت ورزیده اندوبرای جلوگیری از این قبیل اقدامات،چه رویه ای رااتخاذنموده اند؟                                                 ایادی امرالله دراسیا

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط انجمن دختران ضدبهائیت رفسنجان  | 

 آقای میرزا حسینعلی تراشیدن موی سر را جایز ندانسته و دستور داده موی سر از حد گوشها تجاوز نکند (46) عکس‌هایی که از جناب بهاء در دست است نشان می‌دهد ریش آقا بلند و خرمنی از موی بر روی شانه آن بزرگوار ریخته است (47) این هم نمونه ای از دستورات بهاء که فقط برای اغنام صادر نموده و شخصا اجرا نمی کرده است. برای اینکه مو یا پشم‌های صورت سهمی از خدایی (بهاء ) برده باشد به یاران سفارش نموده است در موقع دعا این جمله را تلاوت کنید . اللهم انی اسئلک بشعراتک التی یتحرک علی صفحات الوجه (48) « بگوئید خدایا قسم می‌دهم تورا به موهائی که بر صورتت می جنبد » بهائیان دربرابر این ایراد نظیر صدها سوال و اشکال جوابی ندارند جز اینکه مانند سید مهدی گلپایگانی که بهائیت به بزرگی و عظمت او افتخار و قلم فرسائی کرده در برابر این پرسش غافلگیر شود و با پاسخ خود دانش و فضلش را به مردم بنمایاند اینک شرح مباحثه سید مهدی گلپایگانی بهائی با یکی از معترضین... « آخوندها اعتراض می کنند درباره اللهم انی اسئلک بشعراتک ... سید مهدی می‌گوید خدائی که دست دارد و چشم دارد مگر نباید مو داشته باشد و شما می‌دانید اگر خدا با داشتن سایر اعضاء سرش بی مو باشد البته کچل خواهد بود و ما بهائیان به خدای کچل اعتقاد نداریم (49)از گفتار سید مهدی(بهايي)  چنین استنباط می‌شود خداوند جسم است و ریش هم باید داشته باشد در صورتیکه مبلغان بی جهت خود را به زحمت انداخته و دست و پا می‌کنند به نحوی بهاء را تبرئه نمایند غافل از اینکه آقای‌ میرزا حسینعلی این جمله را در شان خود گفته است .

بدیهی است خدای جهان جسم نیست و جا ومکان معینی نداشته همه جا هست، عِلمش بر همه چیز و هر جا احاطه دارد گوش و دست و پا و ریش ندارد دست او اشاره به قدرت و توانایی آن ذات مقدس و شنیدن و دیدن ایزد تعالی همان علم پروردگار بر تمام مخلوقات و کائنات است.

« فتبارک الله الذی لا یبلغه بعد الهمم و لا یناله حدس الفطن الاول الذی لاغایة له فینتهی ولا اخر له فینقضی » ص 278 نهج البلاغه ترجمه فیض الاسلام

با ذکر این مطالب مُسَلم است بهائیان یا لااقل آنان که به گفته های رهبران و نویسندگان بهائی ایمان دارند مشرک‌ند و جایشان در آتش خواهد بود «انه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة و ماویه النار وما للظالمین من انصار - هرکس به او شرک آورد خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد و ستمکاران عالم را هیچ کس یاری نخواهد کرد آیه72 سوره مائده‌».          پس دانستيم خدای ریش دار  همان جناب میرزا بهاء هستند، ضمناً لازم است بهائیان در چاپ‌های بعدی کتاب مصابیح گفته گلپایگانی را « که اشخاص ناشناس تصور می‌کردند فکرش مغشوش بوده (50) بدین طریق اصلاح کنند و بنویسند اگر صورت خدا بی مو باشد کوسه خواهد بود و ما بهائیان به خدای بی ریش اعتقاد نداریم.

*        *        *        *

 

«پیغمبران و کتاب‌های آسمانی، فرستادگان خدای خدایان یعنی بهاء هستند»

میرزا حیدر علی اصفهانی ظاهراً از بهائیان دو آتشه و طرفدار پرو پا قرص میرزا حسینعلی و عباس‌ عبدالبهاء و از مبلغان طراز اول این طایفه بوده، وي عقیده خود را در کتابی بنام بهجة الصدور نوشته و از قول بهاء‌الله یاد آور شده هر چه می‌گوئیم و می نویسیم تفسیری ندارد و فقط مقصود معنای ظاهری کلمات است.

می‌نویسد : فانی (میرزا حیدر علی ) و این نفوس (بهائیان) موقنیم که حضرت بهاء‌الله آسمانی است که از آفاقش شموس انبیا و مرسلین اشراق نموده مرسل رسل و منزل کتب رب الارباب و سلطان مبدا و‌ مآب است و بقدر یک صندوق نوشتجات و صحف و الولح و آیات از حضرت احدیتش موجود و منتشر است و جمیع را کتب آسمانی و صحف ربانی و تورات صمدانی و انجیل رحمانی و قرآن یزدانی و بیان جلیل واجب الاتباع می‌دانیم و در همه بیانات مبارکش صریح است که آیاتش تاویل و باطن ندارد و ظاهرش مقصود و مامور... (51)

          از بهائیان می‌پرسیم یک صندوق کتاب نوشته های بهاء کجاست؟ و در دست چه کسی می باشد؟ جواب می‌دهند مگر نمی‌دانید وظیفه بهائیان فقط این است ادعاهای میرزا بهاء و عباس افندی و شوقی را بپذیرند تا راه برای سوء استفاده عده‌ای شناخته شده هموار نگردد. وای بر آن مردمی که بدروغ مدعی شوند رهبرشان یک صندوق کتاب نوشته است !! اگر مکررات نوشته های بهاء را حذف کنیم چیزی جز شرح ادعاها (خدا آفرینی تا فانی و عبد و ذلیل بودن ) و... باقی نمی ماند راستی محتویات آن کتابها چیست؟ شهر فرنگ و از همه رنگ..... باید خواند و پی برد.

نویسندگان بهائی و شوقی افندی نوشته‌‌اند به دستور میرزا حسینعلی بسیاری از نوشته‌هایش در شط ریخته میشد (52) چرا؟ و چرا جناب خدا( بهاء)! که مرسل رسل و منزل کتب بود ! و از هزاران سطر کمتر از یک دهم آن را انتخاب مي‌کرد؟ زيرا پس از مطالعه نوشته‌هایش می دید برای حفظ آبروی نویسنده باید در شط]اب يا رود  [بریزد. می‌پرسیم برای چه میرزا حسینعلی تحریرات خود را در آب می ریخت؟ می‌گویند مردم لیاقت شنیدن آن را نداشتند. یعنی آقای بهاء کار بی‌هوده‌ای انجام می‌داد که پس از نوشتن مجبور می شد نوشته‌هایش را نابود کند. دست‌هائی که باب و بهاء را عَلم کردند استثمار‌کنندگان و مُزدورانی بودند که می دانستند اعتقاد به توحید سبب همبستگی مسلمانان است و اتحاد موجب میشود راه برای غارت و چپاول و سوء استفاده های گوناگون بسته شود لذا دست به دامن این مدعیان کاذب شدند که خود را رب الارباب « یعنی پروردگار پروردگاران جهان و آفریدگار معرفی کنند (53)

چنانکه ملاحظه می‌فرمائید خواستیم معنی رب الارباب را از قول یکی از نویسندگان بزرگ بهائیت (اشراق خاوری) نقل کنیم و به اطلاع برسانیم او هم پیدایش بهاء را ظهور‌ الله و میرزا حسینعلی را منزل کتب و مرسل رسل دانسته نه رسول و نبی (54)

*        *        *        *

« سجده در مقابل بهاء »

با توجه به شواهد و دلایل مندرج در صفحات پیش به عقیده بهائیان نسبت به شخص میرزا حسینعلی پی بردیم و به یقین دانستیم نویسندگان بهائی او را خدای جهان و خالق هستی ها و مرسل پیغمبران و.... می دانند.

میرزا حیدر علی مبلغ بهائی موقعی خواست به عشق آباد روسیه برود اما از جانب میرزا بهاء به او اطلاع داده شد از آن مسافرت صرف نظر کند. از طرفی دوستانش پیشنهاد کردند بنا به مصلحت و مقتضیات روزگار به شیراز و یزد نرود. حیدر علی ناراحت شد و نامه‌ای برای بهاء نوشت و متذکر شد خد‌ایا چه کنم اصفهان تهران و عشق آباد را تو نهی فرمودی شیراز و یزد هم دوستانت صلاح ندیدند(55)

آیا میرزا حیدر علی نمی فهمید بهاء نمی تواند مرسل پیامبرن ومنزل کتابهی آسمانی باشد؟ آیا ماموریت داشت با این حزب ودسته همکاری کند؟ در شماره های بعد طبق مدارکی که از کتابهای بهائیت نقل می شود این موضوع روشن خواهد شدو

روزی میرزا حیدر علی خواست پای آقای بهاء را ببوسد اینک شرح ماجرا از قول میرزا حیدر علی:

«...فانی(حیدرعلی)خواست پای مبارک (بهاء) را زیارت کند و ببوسد .... چون روبروی فانی تشریف می‌آوردند جای نقش دیوارم بود و چون روی مبارک را به طرف آخر می فرمودند...یک قدم،دوقدم و سه قدم بقصد و عزم خود را انداختن روی پای مبارک و بوسیدن و سجده نمودن از جای حرکت می‌نمود چون توجه به طرف فانی می فرمودند هیمنه جمال وجلال، فانی را به مقر خود راجع و جمادش می فرمود. سه چهار مرتبه این قسم پیش رفت و برگشت را ملاحظه فرمودند و...فرمودند همانجا بایست... بقدری این بیان مبارک مسرت بخشید که تا ذرات تراب جسدش را باد به هر طرف ببرد از آن کلمه مسرور و فرخنده و متباهی است (56) 

هر چه آن خسرو کند شیرین بود

بشر تا چه حد در دریای بی خبری و انحطاط غوطه می خورد که حاضر است در برابر شخصی ضعیف و ناتوان سجده کند و با شنیدن کلمه « بایست» آن چنان شاد می گردد و ادعا می کند تا باد ذرات خاک بدنش را به این سو و آن سو می برد خوشحال است. در حالیکه همین نویسنده اعتراف نموده آقای میرزا حسینعلی تحت تسلط دولت روس قرار گرفته و بهائیان از حمایت بی دریغ دربار روسیه برخوردار بوده‌اند(57)

«ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوة ولهم عذاب عظیم - قهر خدا بر دلها و گوشهای ایشان مهر نهاده و بر دیده‌هاشان پرده افکنده که فهم حقایق و معارف الهی را نمی‌کنند و برای ایشان عذاب سختی است - آیه 7 سوره بقره»

*          *          *          *

«بهاءالله به راز دلها آگاه است»

یکی از مبلغان بهائیت به نام محمد طاهر یزدی در عکا در نظر گرفت که در حضور مبارک با لسان قلب بعرض برساند زیرا می دانست که هر فکری به خاطرش خطور کند جمال قدم (بهاء) به آن آگاه است و هر مسئلتی که در قلب داشته باشد بدون آنکه بر زبان جاری سازد از لسان مبارک (بهاء صادر خواهد شد.(58)

اطاعت و بندگی و ستایش مخصوص و برای یکتا خدای جهان آفرین می باشد. تنها خداوند بزرگ است که هر چه در پنهان و آشکار است میداند «والله یعلم ما تسرون و ما تعلنون-آیه19 سوره نحل» و آنچه خلق در دل پنهان کنند یا آشکار سازند همه آگاه است «و ربک یعلم ما تکن صدورهم و ما یعلنون-آیه69 سوره قصص». مسلمانان معتقدند مطابق آیات قرآن (آیه50سوره انعام-قل لا اقول لکم عندی خزائن الله و...- آیه65سوره نمل - قل لا یعلم من فی السموات و الارض الغیب الا الله و...و...) علم غیب مخصوص خداوند است و پیامبران باذن پروردگارمی توانند با عالم غیب مرتبط گردند (عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداالا من ارتضی من رسول....-آیه26سوره جن

از آقایان بهائیان می پرسیم با توجه به اینکه آقای میرزا حسینعلی خود را رسول و نبی ندانسته گاه مدعی خدایی شده ،گاه مظهر خدا و بالاخره خدا آفرین و ناگهان مظلوم ،عبد ذلیل ،بی علم فانی و خلاصه آنکه هر لحظه به رنگی در آمده چگونه میتوان باور نمود الاقل این موجود بدستور خداوند بزرگ از سر ضمیر آگاه بوده،جز اینست که بگوئیم پروردگار متعال درباره چنین افرادی وعده عذاب وجهنم داده است

این فصل را با ذکر دو سطر از مقدمه یکی از کتابهای بهائیان خاتمه میدهیم .عزیز الله سلیمانی بهائی می نویسد:«نگارنده خاکسار جبین ستایندگی بر زمین بندگی نهاده به کمال عجز و انکسار از آستان جمال قدم (بهاء) مسئلت مینماید که این بینوا (عزیزالله سلیمانی) را دربقیه ایام زندگی نیزمشمول تاییدات خویش گرداند» (59). با توجه به کلیه مطالب پیش که بدون شک مورد قبول بهائیت است آنانکه عقلا الوهیت انسانی عاجز را نمی پذیرند انفصال خود را از جرگه بهائیان اعلام و از این حزب که در زمان ضعف حکومت قاجار بدست استعمار گران برایرانی تحمیل شده کناره گیری نمایند از لجاجت بپرهیزند و به صف خدا پرستان و دینداران واقعی بپیوندند به امید آن روز.

46-صفحه 313 گنجینه حدود و احکام

47-در صفحه 240 کتاب بهاء الله تالیف فیضی به افشان بودن گیسوان و محاسن میرزا حسینعلی اشاره شده است

48-کتاب ادعیه محبوب صفحه 123

49-صفحه 26 و 27 مصابیح هدایت جلد سوم

50-صفحه 18 مصابیح هدایت جلد سوم بهائیان در چاپ دوم این کتاب جمله مذکور را خذف کردند

51-صفحه399 بهجة الصدور

52-صفحه 6 مقدمه گنج شایان

53-صفحه44 لغات آخر کتاب قاموس ایقان جلد4

54-صفحه305 قاموس ایقان جلد اول

55-صفحه231 بهجة الصدور

56-صفحه249 بهجة الصدور

57-صفحه128 بهجة الصدور

58-صفحه316 مصابیح هدایت جلد پنجم

59-مقدمه جلد 5 کتاب مصابیح هدایت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط انجمن دختران ضدبهائیت رفسنجان  |